X
تبلیغات
رایتل
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند

!!

بیا. صدایش در بیاید می شود فردا. میگویی صبر کنیم؟ جانب خطر را رعایت کن. بیا. سعی کن پاهایت نگیرد به گوشه ی فرش. از روی نقطه چین ها حرکت کن. پیاده رو را گذاشته اند برای همین. ماشین ها پشت چراغ گیر کرده اند. آنجا صف نانوایی بود. هی، با تواَم. چی؟ صدات نمیاد. چی؟ چی داری میگی؟ به من چه ربطی داره؟ دعوای خودتونه. خونوادگیه. فردا خودتون خوب میشین من میشم آدم بدِ قصه. بچه دست نزن به اون شیرینیا. زن، یه لیوان آب خنک بیار مردم از تشنگی. پول آوردی؟ خاطرت جمع. بزن بریم. آخ. چی شد؟ تو برو. بیا. نه تو برو. بیا. صدایش در بیاید می شود فردا. تا فردا پیدام می کنن. بیا. تو برو. می گویی صبر کنیم؟ جانب خطر را رعایت کن. بیا. پام گرفته به گوشه ی فرش. نیا سمت من. چرا؟ نقطه چینا رو گذاشتن برای همین. چی؟ صدات نمیاد. چی؟ چی داری میگی؟ میگم اونجا صف نونواییه. هی. با تواَم. به زنش چه بگوییم؟ من می گویم چیزی نگوییم. صدایش در بیاید می شود فردا. زنش آدم خوبی است. مادر خوب است. پدر خوب است. برادر خوب است. خودت مگر خواهر مادر نداری؟ پدر سگ. چی؟ چی داری میگی؟ میگم به زنش چی بگیم؟ به من چه ربطی داره؟ دعوای خونوادگیه. فردا خودتون خوب می شید من می شم آدم بدِ قصه. خب رعایت کن. چی؟ میگم جانب خطر را رعایت کن. پایت نگیرد به گوشه ی فرش. فرش را آوردی؟ خاطرت جمع. می گویی صبر کنیم؟ حوصله ی صف را ندارم. بچه دست نزن به اون شیرینیا. بیا اینم آب. بیا. بیا. تو برو. بیا. برو من می مونم. بیا. برو.بیا. برو. بیا. برو. برو.برو.دستت رو بده من. با من بیا. از روی نقطه چین ها حرکت کن. برو. بیا. برو. از روی پیاده رو حرکت کن. برو. از روی نقطه. چین. استرالیا. قطر. عراق. عرق. عرق.

نوشته شده در 1393/01/06ساعت 10:18 ق.ظ توسط پوریا حمزه نظرات (9)