X
تبلیغات
رایتل
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند

!!



و هنوز هم پشت پنجره نشستن و جواب پس دادن به روزها. باد لای موهایت بپیچد و سرما لای دستهایت. که برف، آسمان بپاشد روی سقف خانه ات و تو هی سیگار بکشی، هی دود کنی خودت را که چه؟! مثلا سرد است و تو نشسته ای پشت پنجره و جواب پس می دهی. به روزها، به برف، به آسمان. برایت فرقی هم می کند؟! فرقی هم می کند برایت که چند سال دید بزنی کوچه را؟! که چند سال قرار است دستانت زیر چانه ات باشد و تنها جواب پس دهی؟! فرقی هم دارد؟! که پرنده ای باشد یا نباشد؟! خیال غرق شده در تو و تو در چشمانت گم شده ای. امتداد چشمانت چروک خورده اند و هنوز هم پشت پنجره نشسته ای و جواب پس می دهی. به روزها، به برف، به اشک. حالا هی سیگار بکش و زل بزن به چهره ات. یک عمر بگذر پنجره را. یک قرن بنشین و دستانت را زیر چانه بگیر و جواب پس بده. همه ی نداشته هایت را. همه ی داشته هایت را. زندگی را. مرگ را. قبر را. خاک را. آسمان را. که کور شو. کر شو. بمیر. برایت فرقی هم می کند؟! فرقی هم می کند برایت که چند سال دید بزنی کوچه را؟! که سرما بخورد توی صورتت و بینی ات سرخ شود؟! دستانت بلرزد و خیالت هم نباشد و هی سیگارت را بکشی؟! فرقی هم دارد؟! بس است دیگر. تمامش کن!!

نوشته شده در 1391/11/26ساعت 03:35 ب.ظ توسط پوریا حمزه