X
تبلیغات
رایتل
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند

!!

رفته بودم خونه علی اینا، بحث تو شد که خاله اومد. تا منو دید شروع کرد به گریه زاری عین این بچه ها.چایی رو خورده نخورده زدم بیرون از خونشون. سرم درد گرفته بود. کلاه و کشیدم رو سرم و یه سیگار روشن کردم. حواسم بود از سیگار خوشت نمیاد، اما واقعا نمیشد نکشم. اما قول میدم بالاخره ترکش می کنم.داشتم می گفتم، همین که سیگار رو روشن کردم برف شروع کرد. دیگه داشت تاریک می شد که گفتم بیام پیشت. یاد اون روزایی که زیر برف تو خیابون قدم می زدیم. همیشه دستات سرد بود. بهت می گفتم بذار تو جیبم، هه هه، یادته؟! بعد محکم بغلت می کردم که سردت نشه. آخ آخ آخ یادش بخیر. برف که می بارید خل می شدم. برف بدون تو اصلا برف نبود لعنتی. همین شد که راه افتادم بیام پیشت. هوس کردم یه فنجون قهوه با هم بخوریم. یه چیزی بگو خب. حالا که اومدم پیشت آروم گرفتی؟! می خوای بریم برف بازی، دستات سرد بشه و بذاری تو جیبم؟! بعدم می شینیم قهوه می خوریم. مثل همیشه. یه چیزی بگو خب، خسته شدم. یه لبخندی چیزی بزن دلم وا شه. نگام کن تا این دل لامصبم بلرزه. خیلی خسته م، خیلی. سردته؟! بذار پالتوم و در آرم. بهتر شد؟! یهو فکر نکنی بچه شدم که گریه می کنم، نه. به برف حساسم. جدی می گم بخدا. قدیما یادمه اگه اشکم در میومد با دستات پاکش می کردی، صورتمو می بوسیدی. الان... مهم نیست. شاید دلت نمی خواد. شاید دیگه دوسم نداری ها؟! آره؟! چقدر هوس کردم از یه بلندی بپرم پایین. باد بپیچه به تنم. به صورتم. برفا رو لمس کنم. تا برسم به تو. اونوقت منم برات ناز می کنم. هی میای حرف بزنی جوابتو نمیدم. هی میای نگام کنی نگات نمی کنم. اما نمی تونم. می دونی که نمی تونم. اصلا حالا که اینطور شد همینجا می شینم تا صبح. بذار یخ بزنم. بذار برفا دورم کنن. یا میمیرم یا عین گه به زندگیم ادامه میدم. اگه بمونم می شاشم تو زندگیم. دیگه نمیام پیشت. عرق می خورم. سیگار می کشم. لعنتی میشم اصلا. دیوونه می شم اصلا. هار می شم اصلا. ولی اگه مردم. اون دیگه فرق می کنه. سردم شد. تو سردت نیست؟! اگه سرده می خوای بافتم و بدم بهت. ها؟! بیا، بهتر شد؟! خوابم میاد، زیاد. برفا رو می بینی؟! خیلی قشنگن، مگه نه؟!



نوشته شده در 1391/11/26ساعت 03:34 ب.ظ توسط پوریا حمزه نظرات (23)